تولد یک سالگی وبلاگ خاله ریزه همزمان با آغاز هفته ی دفاع مقدس


یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالیکه از من راضی نباشی. ای وای که سیه روز خواهم بود. خدایا که چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی. هیهات که نفهمیدم. خون باید میشد و در رگهایم جریان مییافت و سلولهایم یا رب یا رب میگفت. خدایا قبولم کن. یا اباعبدالله شفاعت. (قسمتی از وصیتنامه شهید)
امروز تولد وبلاگم و آغاز هفته ی دفاع مقدسه
خدا رو شکر که تونستم بهونه ای پیدا کنم تا این وبلاگ رو متبرک به نام مقدس شهدا کنم
تا وقتی که زنده م و این وبلاگ پابرجاست انشاله هر سال به مناسبت تولد وبلاگ,یک شهید رو خیلی کوتاه معرفی خواهم کرد
برای اولین بار, شهید مهندس مهدی باکری رو معرفی میکنم.یادمه تو دوران دانشجویی که برده بودنمون اردو راهیان نور یه کاسه پر از نامهای تا شده ی شهدا گذاشتن جلومون تا یه دون برداریم و بفهمیم کدوم شهید دعوتمون کرده...برای من اسم شهید باکری بیرون اومد و عکس ش رو تا آخر اردو کنار صندلی م به شیشه اتوبوس گذاشته بودن
نمی خوام مطالب زیادی رو برای معرفی این بزرگوار کپی کنم اینجا چون میدونم خیلی ها حوصله نمیکنن تا بخونن فقط دو خاطره از این شهید عزیز میگم که مدتها قبل خوندم
همونطور که شاید خیلی هاتون بدونین ایشون شهردار ارومیه بودن...یه روز از کوچه ای عبور میکردن که بخاطر بارندگی آب گرفته بود و مردی هم داشت با کلی گله و شکایت رد میشد.شهید مهدی باکری میره جلو و میپرسه چی شده؟ اون شخص میگه جوی اب بسته شده و شهردار بی کفایت ما هم اصلا سرکشی نمیکنه ببینه این وضع و اوضاع رو...مهندس مهدی باکری شلوارش رو بالا میزنه و تا زانو میره تو آب گل آلود و با دستش شروع میکنه به باز کردن راه آب. اون آقا میگه تو چرا این کار رو میکنی و بعد ش هم کلی ازش تشکر میکنه و شهید باکری میگه" فقط شهردار رو حلال کن..."
خاطره دوم مربوط به زمان شهادت برادر ش حمید باکری هست.تعداد مجروحین و شهدا به قدری بود که نمی شد برشون گردونن عقب.یکی بهش گفت تو حداقل جسد برادر ت رو بردار و ببر.مهدی باکری در جواب میگه...کدومشون رو؟ اینها همه برادر های من هستن
و اینطوری میشه که حمید باکری جاویدالاثر میشه
جسد مطهر خود ایشون رو هم وقتی داشتن بر میگردوندن یه خمپاره میخوره تو آب و قایق بر میگرده و ... خودش هم مثل برادر ش جاویدالاثر میشه.

شادی روح شهید مهدی باکری صلوات
دانلود این لینک ها رو توصیه میکنم
دانلود یکجای مجموعه آوای شهدا - شهید باکری (حجم: 57 مگابایت)
[دریافت یکصد خاطره از شهيد باكري ]


.gif)
.gif)
.gif)




.gif)

.gif)










5 تا 6 دقيقه ورز ميدهيم و روي خمير رو با نايلون ميپوشونيم و در جاي گرم به مدت 2 ساعت استراحت ميديم تا حجم ش 2 برابر بشه.بعد پف خمير رو ميگيريم و بهش کشمش يا گردو رو اضافه ميکنيم(اختياري هست ميتونيم چيزي اضافه نکنيم)
.وقتي از فر در آورديم 10 دققه صبر ميکنيم خنک بشه بعد از قالب خارج ميکنيم بيشتر از اين بمونه خمير ميشه..gif)

یه بار هم شیر نداشتیم نسکافه رو تو آب جوش حل کردم به جای شیر ریختم!خوب بود فقط نونم تیره تر شده بود!!
خوردن اين نون با مارمالاد يا عسل همراه با چاي معرکه ست مخصوصا اگه چاي سبز باشه!.gif)








.gif)








.gif)

اینجـــــا از آشپـــــزی هــام میگـــم...